تبليغاتX
سفرنامه هند (میسور)
خاطرات من از هند و مخصوصا شهر میسور
نزدیک امتحانات اصلی هستیم...امتحانات اصلی کل بچه های فوق لیسانس عقب افتاده  اونهم یک ماه و نیم

دیگه... امتحانات اینترنال تست که نوع  ازمایشی امتحان اصلی هست 3-4 روز پیش تموم شد...



+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 3:9  توسط پروین رضا زاده  | 


روز چهارشنبه قراره که بریم بنگلور واسه سمینار انجمن بلورشناسان هند...رئیس دپارتمان به ما گفت: لطفا سوال کنید و پرسش کنید تا کلاس دانشگاهیمون بره بالا و شرکتها به سمت اینده شما جذب بشه...خب منظور از اینده ما خارجیها نیستیم منظور واسه هندیهاست...

خوش به حالشون دقیقا برعکس کشور ما...ارتباط صنعت با علم چقدر فشرده هست اینجا...
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 1:25  توسط پروین رضا زاده  | 

هتل تاج

روبروی دروازه هندوستان برج بلند تاج قد علم کرده است، درکنار یکی از با شکوه‌ترین هتلهایی که در هند موجود است، هتل تاج محل. داستان احداث تاج محل مومبای، مانند داستان بنای تاج محل اصلی در آگرا شنیدنی است. در زمان سلطه بریتانیا در هند، جمشیدجی ‌تا‌تا، از بازرگانان پارسی یا زرتشتی هند که بعدا پدر صنعت هندوستان لقب گرفت، می خواست برای یکی دو روز در هتل واتسن، از بهترین هتلهای بمبئی بماند. به او اجازه نمی‌دهند، چون هتل مختص سفيدها يا فرنگیها بود. زخم این اهانت اجنبی‌ها در سینه‌، جمشیدجی ‌تاتا می ماند تصمیم می‌گیرد هتلی بسازد که هتل واتسون را هم تحت الشعاع قرار دهد. این پارسی بزرگوار که سرمایه‌دار هم بود، با کمک دو معمار هندی و یک معمار انگلیسی همين هتل مجلل را ساخت که روز 16 دسامبر سال 1903، یعنی 104 سال پیش، درهایش را به روی میهمانها باز کرد و اجازه داد که هندیها هم مانند انگلیسیها زير يک سقف اقامت کنند و هیچ نوع تبعیض قومی و نژادی برای میهمانهایش قائل نبود. در جریان جنگ جهانی نخست وارثان جمشیدجی تاتا، هتل تاج محل را به یک بیمارستان 600 تخت خوابی تبدیل کردند. خود جمشیدجی ‌تاتا در سال 1904، یک سال بعد از گشایش هتل تاج درگشذت. اما او در طی 65 سال زندگی اش يک امپراطوری صنعتی را بنا نهاد که همچنان با نام گروه تاتا پابرجاست و از بزرگترین شرکتهای هند به شمار می‌رود. حالا هم می توان نام تاتا را روی تقريبا هر فراورده‌ صنعتی هند دید؛ از رایانه گرفته تا خودرو و کامیون. خودروی مانو هم که راجع به آن صحبت کرده بودم، ساخته همین شرکت تاتا است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 23:25  توسط پروین رضا زاده  | 


میسور از افریقاییها فراوونه تا چینی ها و سوریه ای ها و فلسطینیها و اردنیها و ...

 

میسور بخشی به نام سیتی یا شهر داره و بخشی به نام منطقه ها

میسور چند تا منطقه داره که ایرانی نشینهاش اونجا ساکنن:

۱. ویجی نگر VIJAYNAGAR: اگر میخواین راحت زندگی کنین و دردسر نداشته باشین اصلا به ویجی نگر نرین...بلکه ۱۰۰٪ نرین...

۲. گوووکلام GOUKLAM : ایرانیهای زیادی اونجا هستن ولی خب مرکز اموزش یوگا هست در میسور و در هند و در کل جهان و خونه هاش یه مقدار گرونتره..این منطقه واسه خونه گرفتن از لحاظ ریسک خطر بودن ایرانی ۵۰٪ خوبه...

۳. یاد واگیری YADVAGIRI: این منطقه واسه زندگی خیلی مناسبه و ایرانیهاش کم هستن و بالا شهره میسور حساب میشه و ۹۰٪ مناسبه...خب معلومه که قیمتهاش از ۲ تا منطقه دیگه گرونتره...

۴. بوگادی BOGADI: این منطقه خیلی نادر ایرانی داره...البته رفاه نداره و شبیه دهاته...ولی خب قابل تحمله...اینجا خونه هاش خیلی ارزونه و ۱۰۰٪ وواسه زندگی از لحاظ کم بودن ایرانی مناسبه...البته چینی هم فراوونه توی این محل

۵. جایلاکشی پورام JAYLAKSHIPURAM: این منطقه پشت خیابون کالیداسارود هست که خیابون درست و حسابی واسه بیزینس هست و جایلاکشی پورام یک منطقه تمیز و دارای همه نوع امکانات هست...متاسفانه ایرانی زیاد داره ولی با توجه به میلتون اینجا میتونید خونه بگیرید...درصد نداره...

همین

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 22:52  توسط پروین رضا زاده  | 

این شهر میسور به قول بچه های بنگلور و پونا خیلی کوچیکه..مثلا اندازه کرج هست یا اندازه شیراز..اون وقت بهش میگن کوچیک...میگن امکانات نداره اون وقت ۱۰ تا دیسکو داره...نه اقایون و خانم های بنگلوری میدونین شهر میسور کوچیک نیست بلکه واسه کارهای شما کوچیکه...

خوب اینو باید قبول کرد که اقایان ژنتلمنی که از طرف دولت ایران ساپورت میشن تشریف میارن به میسور واسه ادامه تحصیل در دکترا...من همیشه از اقایون دکترا پرهیز میکنم...چون دلیلش رو باید اینجا باشین تا بفمین...به خاطر بد بودنشون هست و علم سیاست میگه پرهیز لطفا...

متاسفانه ایرانیها در میسور خیلی زیادن 

میگم متاسفانه به این خاطر هست که ایرانیها یه کم فضولن مثلا مدام میگن این دختره یا این پسره دیروز رفت و فردا میخواد باور کنین با چشمهای خودم دیدم باور کنین به خدا قسم ...اخه به تو چه...اخه مرد ناحسابی من اگر میخواستم امثال تو رو ببینم که پا نمیشدم خودم رو اذیت کنم بیام پیش تو سگ روح ...میرفتم همون ایران صبح تا شب یا تو مسجد بودم یا خایه مالیه اقایون رو میکردم واسه امکانات بهتر و اینده بهتر...

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 22:45  توسط پروین رضا زاده  | 


امروز به ما اعلام کردن که روز شنبه تشریف بیارین بریم فیلد ورک یعنی بریم صحرا و کوه و کمر قلوه سنگ بازی...خب یه تفریح خوبه دیگه...بد که نیست...ولی منظورم اردو نیست...
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 15:25  توسط پروین رضا زاده  | 

این لینک زیر میگه که گوگل در حدود ۸۰۰ هزار قطعه کتابهای کتابخانه دانشگاه میسور رو بزودی قراره که دیجیتایز کنه...

واقعا دانشگاه میسور هم ابهتش بالاست هم کیفیتش من این رو قبول دارم...تمیزی این شهر که توی کل هند معروفه...

این هم لینک خبر:

روی این کلمات کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 15:15  توسط پروین رضا زاده  | 


فکر میکنم اگر یادم مونده باشه ۲ ماه پیش بود که جشن داسارا داشتیم به قول خودشون جامبو سواری که منظورشون همون فیلهای بزرگ و سواری گرفتن از اونهاست با فیگورها و رنگ های زیبا و جالب...اخه هر سال اینجا جشنی به نام داسارا داریم که باشکوهه که مرکزش همین میسور هست ولی توی کل هند برگزار میشه...من به لیلا گفتم بیا بریم بیرون جامبو سواری...خب قبول کرد...خدا را شکر...

 

رفتیم فلکه گاندی و از اونجا گفتیم میتونیم همه چیز رو ببینیم...دسته دسته هر چی اروپایی توی عالم بود اونجا بود...موبایلمو در اوردم و با رزولوشن ۲مگا بایت شروع به عکس گرفتن کردم ... موبایل لیلا هم همون بود...خلاصه ۲-۳ ساعتی ایستادیم خبری نشد که نشد...اخه باید تمامی فیلها و ادمها و کلا جشن از قصر میسور شروع میشد که همون نزدیک و ۲ تا خیابون اون طرفتر بود...داشتیم بالا می اوردیم از گرما ....

خلاصه قرارشد پوزیشن رو تغییر بدیم رفیتم به یک سمت دیگه ...

خدا روز بد بهتون نشون نده در یک ان دیدم جیبم سبک شد...حالا چی شد...

بله لیلا گفتم اخ موبایلم...بله موبایلم الان پیش اقا دزده بود..حرومش باشه..

حالا به درک عکسهای داخلش رو بگو... خدا به دادم برسه...چند وقته دیگه میتونین من رو توی

وب سایتهای بد رقم ببینین...فقط نخندین وقتی دیدین...

هو هو هو

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 16:47  توسط پروین رضا زاده  | 

 
امروز رییس دپارتمان ما به همه گروه های رشته ما اعلام کرد که ساعت 1 بعداظهر توی اتاق من باشید ... ما پس از اینکه همه دوستانمون رو جمع کردیم توی اتاق رئیس دپارتمان رفتیم ...ایشون اعلام کرد که روز 3 و 4 دسامبر همه گروه ها که جمعا 11 نفرید باید و باید واسه انجمن کانی شناسان هند به بنگلور برید البته همزمان با سال دومی های خودتون . ما هم تسهیلات مسافرت میدیم به شما هم شرکت هایی هستن که شما رو میخوان و واسه شما خونه و تسهیلات جور میکنن...و جالب اینجاست که واسه اینده شغلیتون هم میتونید حساب باز کنید...خوش به حال هندیها و بدا به حال فوق لیسانسهای ایرانی

حالا تفاوت رو ببینید: ما در کلاسمون دختر نداریم و کلا ۶ نفر فوق لیسانس کاربردی هستیم ولی کلاس بقل دستی ما که کلاس عمومی هست۴ نفرن هستن و دو نفر دختر داره یکی هندی و یکی ایرانی که ۲۳-۲۴ سالشه... حالا بعد از صحبت رییس دژارتمان اون دختر ایرانیه گریپاژ کرده که نمیتونم بیام شوهرم...و فلان...بدتر از همه مقنعه-چادری هم هست ...خوب از شانس ما هست دیگه   خلاصه قرار شد بره با دختر هندی صحبت کنه به ما بگه که میاد یا نه...خدا به خیر کنه...

جالبترین مبحث اینجاست : توی این کشور هند هیچ خدمت سربازی و ۲ سال اتلاف وقت وجود نداره...بر عکس ایران ... اینجا دکتر ۲۳ و ۲۵ ساله میبینین برعکس ایران...

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 14:4  توسط پروین رضا زاده  | 

توی هند هم مثل ایران دختر باید لباسش کاورش کرده باشه و مثل ایران داشتن دوست پسر یک چیز بد حساب میاد...یعنی اگر کسی بفهمه که دوست پسر درای یا بهت میخنده یا چپ چپ نگاهت میکنه یا به دخترش میگه ببین اینا کثیفن تو این کارها رو نکنیا
واسه پسر هم دوست دختر داشتن خوب نیست ولی خوب روی هم رفته باز اگر کسی رو داشته باشی اون فشار و توهینی که از طرف اطرافیان روت هست حداقل واسه خارجیها کمتره و واسه خودشون هم به نسبت ما ایرانیها خیلی کمتر...

اگر چه شنیدم شهر بمبی یا دهلی این قضیه خیلی بازتره و خیلی راحت تری...

باید در نظر بگیرید که اسیا اسیاست هر جا باشید همه چیز یک خلا فکری داره حتی اگر برین ژاپن...

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 9:8  توسط پروین رضا زاده  |